هیچ به یاد ندارم که شروع پائیز اینقدر برایم خالی بوده باشد، همیشه یا در شروع ترمی تازه بودهام، یا شوقی از حضور آدمها با من بوده، و اغلب سالهای گذشته هر دو.
اما امسال روزگارم خالیتر از همیشه شده، و وقتی به این خلوتی و خالیبودن روزهایم فکر میکنم به خودم دلداری میدهم که نسبت به گذشته آدم قویتری شدهام. شاید در این توهم قدرت چند عامل دمدستی حضور پررنگی داشته باشند، مثلا اینکه مدتهاست گریه نکردهام، شاید چون دیگر زخمهایم کهنه شدهاند.
اما وسط این روزمرگیهای سرد و خشک، که تنها همدم من کتابهایم هستند، کتابهایی پر از اقتصاد و مالیه و سیاست، چند کتاب قصه هم هست. همانها که به یادم میآورد هنوز انسانم، من هم روزگاری عاشق بودم، و پائیز که میشد قلبم گرم و سرخ بود از عشقی.
سهسنبهها به قدر حوصله قصه میخوانم که یادم نرود من هم میتوانم به زندگی غلبه کنم، و از همین تکهپارههای باقی مانده جوانی لذت ببرم، که همهی امیدهای بزرگ از دل ناامیدیهای بزرگ طلوع کردهاند.
الهامبخش سهشنبههای من پادکستهای مسعود بهنود است، که وقتی چند خط از کتابهای جدید را میخواند کامم را شیرین و دلم را گرم میکند.
تأملی دمدستی بر رفتنهایم...
ما را در سایت تأملی دمدستی بر رفتنهایم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 15:31